«سوپر8» ساخته جی.جی. آبرامز با ادای دین به آثار استیون اسپیلبرگ با بودجه اندک روی پرده رفته و خوب هم فروخته، چه فرمولی در فیلمهای اسپیلبرگ نهفته است؟

از زمان روی پرده رفتن «ایندیانا جونز و امپراتوری جمجمه بلورین» هیچ فیلم جدیدی از استیون اسپیلبرگ روی پرده نرفته است، پس چرا حس میکنید فیلمهای او را روی پرده دیدهاید؟
دلیل این مسئله آشکار است، ادای دینهای متعددی به اسپیلبرگ میشود و فیلمهای مشابه با آثار او روی پرده میروند، میشود گفت این کارگردان میتواند با خیال راحت خودش را بازنشسته کند و مطمئن باشد مسیرش را کارگردانهای جوان ادامه میدهند، جوانانی که فقط مثل او کلاه بیسبال به سر ندارند.
جی.جی. آبرامز، خالق سریال «لاست» جدیدترین کارگردانی است که به وادی اسپیلبرگ پا گذاشته است. فیلم جدید او به نام «سوپر8» از همه لحاظ فیلمی اسپیلبرگی است. فیلم ماجرای چند دوست نوجوان است که خیلی اتفاقی از تصادف یک قطار فیلمبرداری میکنند، آن هم در حالیکه دارند فیلم با موضوع زامبیها برای خود میسازند. اما این تصادف بودار است! آنها کم کم متوجه میشوند پای موجودات بیگانه فضایی در میان است.
یکی دیگر از ادای دینهای امسال به اسپیلبرگ فیلم کمدی «پل» با بازی سایمون پگ و نیک فراست بود که این فیلم جادهای با محوریت موجودات فضایی را خودشان نوشته بودند. جدا از این کمدی جمع و جور و موفق میتوان فیلم «حمله به بلوک» به کارگردانی جو کارنیش را اضافه کرد که ماجرای دوستی بیگانهها و کودکان را به جنوب لندن میبرد.
ماجرا وقتی جالب میشود که بدانی سایمون پگ و نیک فراست در فیلم جدید اسپیلبرگ یعنی «ماجراهای تن تن: راز تکشاخ» صداپیشگی کردهاند و البته ادگار رایت (تهیهکننده «حمله به بلوک») و کارنیش فیلمنامه این انیمیشن بلند را نوشتهاند.

«سوپر8» فیلمی موفق با فرمولهای رایج اسپیلبرگ
برای ساختن فیلمی به سبک اسپیلبرگ نیازی نیست حتما با او آشنا باشید، دنبال کردن هشت قانون زیر میتواند به شما کمک کند:
1. به غرب برو!
یعنی باید به جایی بروید که فیلمهای اسپیلبرگ در آن ساخته میشود، مناطق حومهای کالیفرنیا. «سوپر8» در چنین دنیایی میگذرد و حتی نمایی مشابه با نمای شبانه بر فراز شهر فیلم «ای.تی» دارد. این لوکیشن مناسب ژانر است: منطقهای که هم برای فیلم ترسناکی مثل «پولترگیست» جان میدهد هم برای فیلمهای کودکانه مثل «خانه لولو» (اسپیلبرگ تهیهکننده هر دو فیلم بوده)، حتی این لوکیشن مناسب فیلمهای فانتزی با موضوع بیگانهها مثل «برخورد نزدیک از نوع سوم»، «ای.تی.» و «جستجوگران» است. (دو فیلم اول را اسپیلبرگ ساخته است و سومی را جو دانته، دوست صمیمی این کارگردان)
2. لطف کنید به گذشته بروید
فیلم را در قرن بیست و یکم میسازید اما واقعا دوست دارید فیلم در همین زمان بگذرد؟ یادتان باشد: گذشته میفروشد! داستان «سوپر8» در سال 1979 میگذرد و این مجال را در اختیار میگذارد تا با تمام شخصیتهای اسپیلبرگ دیدار کنی. فیلمبرداری «سوپر8» طوری است که تصویر کمی دانهدانه شده و حس دوران پیش از دیجیتالی شدن را دارد، بازیگران جوان فیلم هم عینکهای بامزه آن دوران را به چشم میزنند. فقط کاش حرف زدن بازیگران هم کمی مثل گذشته بود. اسپیلبرگ سری فیلمهای موفق «ایندیانا جونز» را در زمان گذشته روایت کرد و حتی در «پارک ژوراسیک» گذشته را به زمان حال آورد.
3. حال بچه ها خوب است
مشهور است این فرانسوا تروفو بود که اسپیلبرگ را به ساخت فیلم درمورد «بچهها» تشویق کرد. نتیجه این تشویق فیلم «ای.تی.» بود. آبرامز هم در «سوپر8» همین کار را میکند و بچههای زیر 16 ساله میشوند کاراکترهای مرکزی فیلم او. صحنه تصادف قطار معرکه است اما اصل مطلب فیلم خشدار و کمکیفیتی است که این بچهها گرفتهاند و کلید ماجراست. برای نمونه موفق دیگر میتوانید نگاهی به فیلم «گونیز» ساخته ریچارد دانر بیندازید که آنجا هم اسپیلبرگ تهیهکننده است.

نمای معروف ورود بیگانههای فضایی در «برخورد نزدیک از نوع سوم»
4. هرگز به سربازها اعتماد نکنید
در «ای.تی.» و «برخورد نزدیک از نوع سوم» آدم بدها همان نیروهای ارتشی و نظامی هستند و نه موجودات بیگانه فضایی. «سوپر8» این درسها را خوب آموخته است؛ در این فیلم هم نظامیان افرادی شرور و مهاجم هستند که هدفشان زیر یوغ کشیدن شهروندان معمولی است. برای نمونه به «سربازان کوچک» جو دانته هم یک نگاهی بیندازید.
5. بیگانهها را دوست بدارید
بچهها اینطور دنیا را میبینند، «سوپر8» هم از دید بچهها روایت میشود و در دیدگان کودکان زندگی بیگانهها به جای ترس سرشار از جذابیت است. فیلم آبرامز همین مسیر را میرود و به این نتیجه میرسد که بیگانهها نیازمند محبت هستند. البته اسپیلبرگ این اواخر کمی به سبک «روز استقلال» با بازی ویل اسمیت روی آورد و نشان داد همه بیگانهها هم خوب نیستد؛ او در «جنگ دنیاها» محصول سال 2005 خود روی دیگر بیگانهها را نشان داد. برای نمونه میتوانید «مردان سیاهپوش» به تهیهکنندگی اسپیلبرگ را هم ببینید.
6. واقعنما باشید
یکی از نکات مهم فیلمهای اولیه اسپیلبرگ که فراموش شده است تلاش او در به تصویر کشیدن زندگی خانوادگی به شکل واقعی آن بود. والدین بیمسئولیت فیلم «شوگرلند اکسپرس»، خانواده پرتنش «آروارهها»، مشکلات خانوادگی در «برخورد نزدیک از نوع سوم» و غم پنهان خانواده فیلم «ای.تی.» همگی نکاتی بودند که به اندازه صحنههای اکشن در موفقیت فیلمها نقش داشتند. قرار نیست فیلم را به سبک کن لوچ (فیلمساز مستقل بریتانیایی و متخصص درامهای خانوادگی) بسازید اما یادتان باشد خانوادههای اسپیلبرگ واقعی و مثل همه خانوادهها بانقص هستند.

نمای بسیار معروف فیلم «ای.تی.»
7. افق خود را محدود کنید
«فهرست شیندلر» اسپیلبرگ اسکار برد اما فیلمهایی از این کارگردان لقب «اسپیلبرگ خوب» گرفتهاند که در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 ساخته شدهاند. تمام فیلمهای جاهطلبانه این کارگردان نتیجه تجربیات او در فاصله ساختن «دوئل» در سال 1971 و دومین «ایندیانا جونز» در سال 1984 است. مثلا فیلم «به رنگ ارغوان» که سال 1985 ساخته شد یک ملودرام زنانه است که مجالی برای صحنههای اکشن ندارد. الکی تلاش نکنید «آمیستاد» یا «هوک» بسازید، فراموش نکنید اسپیلبرگ پرفروش همان اسپیلبرگ فیلمهای جمع و جور اما جذاب است.
8. استیو را بیگر!
استیون اسپیلبرگ تهیهکننده «سوپر8» است و این نشان میدهد او دوست دارد در ادای دین به خودش حضور داشته باشد. پیشتر هم در فیلمهای «گرملینز»، «بازگشت به آینده» و «توئیستر» این علاقه را نشان داده بود. اسپیلبرگ آنقدر از ادای دین «پل» راضی بود که پیشنهاد داد حضور کوتاهی در فیلم داشته باشد. نمیشود بدون حضور اسپیلبرگ به او ادای دین کرد. میتوانید فیلمنامه خود را به دفتر او بفرستید و لحظه شماری کنید تا او با شما تماس بگیرد و نکاتی را گوشزد کند. به همین سادگی.
«سوپر8» با بودجه 50 میلیون دلاری ساخته شده و در جهان 184 میلیون دلار فروخته است.
منبع : خبر آنلاین
برچسب ها : اخبار هالیوود ،پرونده
سلام، به درخواست یکی از دوستان،
نگاهی کوتاه داریم به جریاناتی که موجوب اخراج آقای "لارس فون تریه" از کن شد.

خب داستان از جایی شروع شد که فیلم این کارگدان دانمارکی در بخش مسابقه ی جشنواره اکران شد و بعد از اون بر طبق سنت، نشست مطبوعاتی عوامل فیلم برگزار شد.
همه چیز عادی بود تا این که در لا به لای سخنان عوامل و خبرنگاران، اظهار نظر عجیبی از آقای "فون تریه" همه رو غافلگیر کرد.
ایشون در پاسخ به یه خبرنگار که در مورد اصلیت آلمانی اش سوال کرده بود، خیلی راحت اعلام کرد که : من هیتلر رو درک میکنم. اصلا من خودم یک نازی هستم!
در این زمان واکنش هایی توسط حضار بروز یافت از جمله واکنش جالب خانم "کریستین دانست" بازیگر فیلم "مالیخولیا" ساخته ی آقای "فون تریه" که فقط با حالت تعجب به ایشون نگاه میکرده و میگفته : Oh My God! I و ...
اما تیر خلاص این اظهارات وقتی زده شد که اظهار نظر ایشون در مورد اسرائیل شروع شد و کلا از بیخ و بن ایشون موجودیت کشور اسرائیل رو زیر سوال برد.
این مورد کمتر در رسانه ها بازتاب داده شد ... نمیدونم چرا! [عاقلان دانند!]
بعد از این اظهارات بود که دبیر جشنواره طی نامه ای با اظهار تاسف از اظهارات آقای "فون تریه" و این که کاملا حرف هاشون مغایر اهداف جشنواره است ایشون رو از کن اخراج کرد.

اما فیلم "مالیخولیا" ی ایشون تو جشنواره موند و خانم "کریستین دانست" هم برنده ی بهترین بازیگر زن شد.
ناگفته نمونه که بعد از اون اظهارات، طی نامه ای از مردم به خاطر حرف هاش عذرخواهی کرد اما دیگه دیر شده بود!
او از همه دوباره عذرخواهی کرده و گفته با این وجود من همینی هستم که هستم!
همچنین در واکنش به اخراج اش گفته : من به اخراج شدن ام افتخار میکنم ...
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
حالا درست و غلط اش رو کار ندارم!
اما آقای شمقدری معاونت سینمایی ارشاد، در طی نامه ای از ایشون حمایت کرده!
حالا چرا و به چه علت ... شاعر میفرماید : عاقلان دانند! 
برچسب ها : یادداشت ها ،پرونده



