سینما ، از نگاه من
هرآنچه که در دنیای سینمایی من قابل تامل است

brest fortress

اطلاعات کامل در IMDb

سینمای روسیه ...
ادای دین و احترام به قهرمانان گمنام جنگ جهانی دوم در روسیه.
«دژ برست» از مهمترین نقاط استراتژیک شوروی سابق.
یکی از نماد های مقاومت در مقابل ارتش آلمان نازی در عملیاتی که به «بارباروسا» شهرت یافت.
داستان مقاوت چند روزه ی زنان و مردانی که در تاریخ گمنام ماندند ...
سال 1942 ... 22 ام ماه جون ... حمله ی ارتش نازی به دژ.
دژی که تنها چهار گروه کوچک ارتش در آن مستقر بودند، 4 روز تمام مقاومت کرد.

brest fortress

روایتی سینمایی از 4 وز مقاومت در مقابل ارتش نازی و آنچه درون دژ گذشت.
راوی قصه کودکی است که در اون زمان در دژ زندگی میکرده و حالا ما فقط صدای پیرمردی رو میشنویم که داره داستان و شرح حال اون رو از سال های دور تعریف میکنه.

اگر زبان کاراکتر ها رو در نظر نگیریم میشه گفت که یه کار هالیوودی است!
از رنگ و لعاب تصاویر گرفته تا قاب بندی ها و تراولینگ های زیبا ...
انتظارم رو از سینمای غیر هالیوودی خیلی بالا برد.

brest fortress

استفاده از جلوه ی ویژه ی بصری در بهترین حالت خودش برای یک اثر در ژانر جنگ جهانی بود.
به طور مثال میتونم به سکانس شروع حمله هوایی آلمان به دژ اشاره کنم که واقعا عالی بود.
پسرک از درختی بالا میره و دوربین در تعقیب اش هست که با رسیدن دوربین به زیر پاهای کودک، هواپیماهای آلمانی رو میبینیم که شروع به بمباران محدوده ی دژ میکنند.

شاید اگر نماهای کلوز آپ بیش از حد طولانی و یک سری حس های اغراق شده ی تئاتری بازیگران نمیبود میتونستم به جرات بگم این فیلم همپای کار های اسپیلبرگ قرار میگیره. این تلاش بر القای حس و پیام از طریق نگاه به خودی خود زیباست اما کمی در این فیلم کش دار میشه و جلوه ی کل کار رو مخدوش میکنه.

همچنین سعی در دراماتیزه کردن برخی کاراکتر ها گاه رو به لودگی میرفت و این منوال اصلا از نظر من جلوه ی خوبی نداشت که مورد اون رو هم میتونم ارجاع بدم به کرکتر پسرکی که برای سینمای اون منطقه فیلم می آورد و تعاملات اش با معشوقه اش و در نهایت با سربازان نازی ...

brest fortress

سکانس های زیبا و داراماتیک متعددی داشت این فیلم که بسیار برام جالب بود.
به خصوص سکانسی که دخترکی کنار جنازه مادرش گریه میکرد وتانکی به طرفش میومد.
پسرک یتیم پش آهنگ که نوازنده ی مارش های نظامی بود به خوبی نماینده ی مردم بیگناهی بود که زندگی شون طعمه ی جنگ و زیاده خواهی اربابان اون شد.
شخصیت فرماندهان در قامت یک اسطوره ی شکست ناپذیر واقعا خود پرداخت شده بودند و آفت هایی همچون غلو در ساختار پرداخت شون کمتر دیده میشد و کاملا از جنس آدم های اطرافشون بودند.

دیالوگ ماندگار فیلم :
بالاخره آلمانی ها دژ رو گرفتند و افرادی که زنده موندند اسیر شدند.

افسر آلمانی خطاب به اسیر ها : کمیسر ها ، یهودی ها ، کمونیست ها ... [در حال تکرار]
کمیسر Yefim Fomin برمیگرده سمت افسر آلمانی : من کمیسرم ... همچنین یه کمونیست و یه یهودی!
[لحظاتی بعد کمیسر فومین تیرباران شد.]

فضاسازی ها خوب و عالی بود.
انتخاب شخصیت ها هم هوشمندانه بود.
در کل فیلم قابل احترامی رو شاهد بودم از سینمای شوروری سابق!

امتیاز کلی : 8

* : جمله ی عنوان مطلب در ابتدای فیلم گفته میشود.




برچسب ها : یادداشت ها ،فیلم هایی که دیده ام ،سینمای غیر هالیوودی ،سینمای روسیه
ارسال در تاريخ ۱۳٩٠/٤/٥ توسط یاسر بیانی
نظرات شما ()
سلام، به وبلاگ "سینما از نگاه من" خوش آمدید استفاده از کلیه مطالب با ذکر منبع بلامانع است