ابراهیم حاتمیکیا پیش از این در بوی پیراهن یوسف بازیگری را تجربه کرده بود.

"زندگی خصوصی آقا و خانم میم" دومین فیلم بلند سینمایی روحالله حجازی در تهران کلید خورد.
فیلمبرداری این فیلم سینمایی به تازگی در تهران با بازی حمید فرخنژاد و مهتاب کرامتی آغاز شده و هم اکنون ضبط در لوکیشنی حوالی مرکز تهران ادامه دارد. بازی دیگر بازیگران هم به زودی شروع میشود.
در زندگی "خصوصی خانم و آقای میم" ابراهیم حاتمیکیا و امید روحانی نیز بازی میکنند. این اولین همکاری مشترک فرخنژاد و کرامتی است که از نقشهای اصلی این فیلم به شمار میروند. همچنین حاتمیکیا کارگردان سینمای ایران نیز برای نخستین بار به عنوان بازیگر جلوی دوربین حجازی میرود.
عوامل تولید این فیلم عبارتند از مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش، طراح گریم: سعید ملکان، طراح صحنه و لباس: سارا سمیعی، صدابردار: حسین بشاش، مدیرتولید: طهورا ابوالقاسمی، تدوین: سپیده عبدالوهاب، صداگذاری و میکس: امیر حسین قاسمی، استوری برد: علیرضا صفوی، عکاس: امیر حسین شجاعی، آهنگساز: کارن همایونفر، دستیار کارگردان: حسن لبافی و تهیهکننده: محمدرضا شفیعی.
"درمیان ابرها" اولین فیلم بلند سینمایی روح الله حجازی بود که در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و الناز شاکردوست در آن به ایفای نقش پرداخته است.
مهر
برچسب ها : اخبار سینمای ایران ،حاتمی کیا ،زندگی خصوصی آقا و خانم میم ،روح الله حجازی
ایسنا نوشت:
عزتالله انتظامی گفت:
«همیشه بازیگران زنی که در سینما با آنها کار کردهام برایم قابل احترام بودهاند.»
آقای بازیگر سینما با اشاره به وضعیت بازیگران زن در سینما اظهار کرد:« من از 13 سالگی در تئاترهای مختلف لالهزار حضور داشتم و همه عمرم شاهد بازیگران زنی بودهام که با فداکاری شرایط را تحمل میکردند و به کار هنر میپرداختند.»
انتظامی ادامه داد: «بازیگران زن با وجود همه مخالفتها و جوی که علیهشان وجود داشته است کار کردند و بسیار باوقار به کارشان ادامه میدهند.»
وی افزود: «بیشتر بازیگران امروز ما تحصیل کرده و بسیار با فرهنگتر از بعضی کارگردانها هستند و به کسانی که با این سختی کار میکنند احترام قائلم و نمیتوانم بیحرمتی به آنها را ببینم.»
برچسب ها : اخبار سینمای ایران

برچسب ها : اخبار هالیوود
امروز متنی به قلم ابراهیم حاتمیکیا منتشر شده در ستایش فیلم «یه حبه قند» و نکوهش اصغر فرهادی. یا تعبیر درست ترش این است که بگویم متنی منتشر شده به منظور سرزنش اصغر فرهادی که تحسین «یه حبه قند» و رضا میرکریمی را هم در خود دارد.
این یکی از تأسف آورترین متن هایی است که در زندگی ام خوانده ام. بعد از خواندنش حالم بد شد. دلم گرفت. غمگین شدم. چون دیدم کسی که روزگاری از خالص ترین و صادق ترین آدم های این مملکت بوده، چنان دچار بغض و کینه نسبت به همکار فیلمسازش شده که از اولین روزهای امسال که در برنامه ای تلویزیونی حاضر شد و به اصغر فرهادی تاخت تا الان که به قول خودش فصل «برگ ریزان» فرا رسیده، هنوز نتوانسته بر احوالش فائق آید و کار را به جایی رسانده که پاک فراموش کرده در حالی دارد اصغر فرهادی را بابت نمایش شیوع دروغ گویی در جامعه ی ایرانی شماتت می کند که خودش دقیقاً و مشخصاً دارد دروغ می نویسد و اصغر فرهادی را متهم می کند به این که «در صف سفارت خرس نشان ایستاده تا از سرزمین همیشه آفتاب مان... متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری» شود! و او را متهم کرده که فیلم می سازد تا شکایت به غریبه برد و شوق ترک سرزمین به فرزندانش بدهد!
می شود جدایی نادر از سیمین را دوست نداشت، می شود اصغر فرهادی را دوست نداشت و می شود «یه حبه قند» را دوست داشت. هیچ کدام از اینها ایرادی ندارد. اما تأسف بار و حزن انگیز است که کسی را توبیخ کنیم که چرا نشان می دهی مردم دروغ می گویند و در همان لحظه خودمان دروغ بگوییم. تأسف بار است که وقتی فیلم مان مجوز نمایش نمی گیرد چند هفته پیاپی از وضعیت «سرزمین همیشه آفتاب مان» شکایت کنیم و بگوییم آسمان ابری است، اما موقع حمله به اصغر فرهادی که می شود، ناگهان ابرها را بزنیم کنار و آفتاب را ببینیم. تأسف بار است که خودمان برویم در آلمان فیلم بسازیم و نشان بدهیم که در کنار راین هم می شود خدا را جست و به وقتش به کسانی که اعتراض می کنند این بسیجی را برده ای در آلمان که چه بشود حمله کنیم و بگوییم شما تنگ نظرید، اما حالا بعد از بیست سال همکارمان را آدم خودباخته ای تصویر کنیم که چون یک جایزه از جشنواره همان کشور گرفته پس حتماً رفته پشت در سفارت صف ایستاده تا به آن «سرزمین ابری» پناهنده شود! و تأسف آور است که از خواننده یادداشت مان پنهان کنیم که همکارمان قبل از ساختن فیلمش چند ماه در آن «سرزمین ابری» سکونت داشت و می توانست با تهیه کننده ای آلمانی کار کند، اما پروژه اش را نیمه کاره رها کرد و آمد در سرزمین خودش فیلمش را ساخت. بنابراین اساساً نیازی به صف ایستادن پشت در جایی و تقاضای پناهندگی و گدایی جایزه از کسی نداشته است.
موضوع بحثم اصغر فرهادی نیست؛ اینها را نوشتم چون دلم گرفته از منشی که ابراهیم حاتمی کیا در پیش گرفته. نوشتم چون دوستش دارم و دلم نمی خواهد بیش از این ذهنش را صرف کینه جویی کند و حتی ستایش از فیلم شیرینی چون «یه حبه قند» را با این جور طعنه و کنایه ها آمیخته کند. می توانستم عافیت اندیشی کنم و اینها را ننویسم. می توانستم سکوت کنم تا سلام و علیک مان برقرار بماند. می دانم که حالا دلخور می شود، اما ترجیح می دهم مثل خودش صریح حرف بزنم، هرچند که برنجانمش. ترجیح می دهم که بداند ما از او چنین انتظاری نداریم. ترجیح میدهم بگویم که حواسش باشد روزگاری صراحتش با صداقت همراه بود.
آوینی فیلم
برچسب ها : اخبار سینمای ایران ،یادداشت ها




